به طور كلي مطالعات اخلاقي در سه حوزه اخلاق توصيفي، اخلاق تحليلي و اخلاق هنجاري صورت ميگيرد.
اخلاق توصيفي به اين معنا است كه صرفاً اخلاقيات جوامع و گروههاي مختلف و اديان با مذاهب خاصي توصيف ميشود. مثلاً ميگوييم اخلاق پيامبر اسلام به اين شكل بود؛ يا اخلاق مسيحيان يا اخلاق جامعه اسكيموها به اين صورت است. صرفاً توصيف ميكنيم و خبر ميدهيم ولي هيچ ارزشگذاري نميشود.
حوزه ديگري به نام اخلاق تحليلي يا مطالعات تحليلي و فلسفي هم در اخلاق هست. در باب اخلاق كه اصطلاح فلسفه اخلاق، ناظر به اين نوع مطالعات مي باشد و حوزههاي مختلف اخلاق را از ابعاد مختلفي مورد مطالعه قرار ميدهد و مفاهيمي كه در يك جمله اخلاقي به كار برده ميشود مورد بررسي قرار ميگيرد. مثلاً اين جمله كه «راستگويي خوب است» مورد بررسي قرار ميگيرد. خوبي يعني چه؟ راستگويي يعني چه؟ معيار و تعريف خوب بودن چيست؟ يعني مفاهيمي كه در ناحيه موضوع جملات اخلاقي و همچنين مفاهيمي كه در ناحيه محمولات جملات اخلاقي قرار ميگيرند بررسي ميشوند.
بحث ديگري در اخلاق تحليلي تحت عنوان وجودشناسي گزارههاي اخلاقي وجود دارد. آيا گزارههاي اخلاقي گزارههاي واقعي هستند يا غيرواقعي؟ باز نوع نگاه ديگري كه در اين بحث هست، معرفتشناسي گزارههاي اخلاقي و همچنين روابط منطقي گزارههاي اخلاقي با ساير گزارهها ميباشد.
يك نوع پژوهش ديگري در اخلاق وجود دارد به نام اخلاق هنجاري يا دستوري كه خيلي به علم اخلاق اصطلاحي نزديك است. به طور كلي ميتوان گفت كه اخلاق هنجاري آن نوع مطالعاتي است كه به بررسي بايدها و نبايدها يا شايستگيها و ناشايستگيها در باب افعال اختياري انسان و صفات و ملكات انساني ميپردازد.
برگرفته از مصاحبه احمد حسین شریفی با نشریه معارف
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر