فهم سخن و تبحر در موضوع
امام علی(ع) در نامه ی خود به امام حسن(ع) چنین می فرماید: «پس اگر دانستن چیزی ... بر تو دشوار گردد آن دشواری را از نادانی خود به حساب آر! چه تو نخست که آفریده شدی، نادان بودی سپس دانا گردیدی. وچه بسیار آنچه نمی دانی و در حکم آن سرگردانی، و بینشت در آن راه نمی یابد سپس آن را نیک می بینی و می دانی.»
کنار نهادن حب و بغض (کینه، دشمنی)
تاثیر حب و بغض تا آنجا است که میتواند هنر را عیب و عیب را هنر جلوه دهد. کسی که به قصد مچگیری به نقد یک اندیشه یا رفتار می پردازد قطعا از درک حقیقت آن عاجز خواهد بود. کسی که با نگاه عاشقانه یا با نگاه مغرضانه و مبغضانه به مسئله ای می نگرد به سختی می تواند همه ی ابعاد و جنبه های آن را به درستی درک کرده و سره یا ناسره ی آن را تشخیص دهد. اصولا برای چنین کسی درک مسئله موضوعیت ندارد بلکه مسائل دیگری است که او را به نقد وا داشته است.
پرهیز از نقد متقابل
بسیاری از نویسندگان در پاسخ نقد های یک ناقد، بدون آن که به پاسخگویی نقد ها بپردازند به بررسی آثار ناقد و مطالعه ی سرگذشت و تاریخچه ی ناقد پرداخته و می کوشند تا به گونه ای از لابلای اندیشه ها و اعمال خودش بی عملی ها و نادرستی هایی را استخراج کنند و به رخ ناقد بکشند. همین است که موجب هراس از نقد شده است. عمل نکردن ناقد به سخنان خودش دلیل بی اعتباری و نادرستی نقد او نمی شود. تنها ثمره و پیامد نقد متقابل محروم کردن خود از هدایتها و نصایح دیگران است.
به گفته بنگر نه به گوینده
به گفته بنگر نه به گوینده
کسی که مورد نقد قرار می گیرد به جای پرداختن به پاسخ های ناقد به کالبد شکافی نیت و انگیزه او اقدام می کند. انگیزه خوانی یکی از مغالطاتی است که در بسیاری از گفتگوها و مشاجرات سیاسی و اجتماعی و حتی علمی رواج دارد. "میتوان منشا این مغالطه را این تصور خطا دانست که امکان ندارد یک عقیده ی صحیح و مستدل از سوی شخصی ارائه شود که دارای موقعیت مناسب علمی ، اجتماعی و ... نیست یا انگیزه های غیر مقبولی دارد "
امیر مومنان (ع) : حکمت گمشده ی مومن است . پس آن را فراگیر هرچند از منافقان باشد .
تفکیک اندیشه و رفتار از فرد
هرگز نباید نقد ناقد رابه معنای درافتادن با شخص صاحب اندیشه یا رفتار تلقی کرد. کسی که یک اندیشه را نقد می کند یا ناراستی های یک رفتار را نشان می دهد مي خواهد بیزاری خود را از ناراستی و نادرستی اعلام کند و نه از فردی که مورد نقد قرار گرفته است .
لزوم بردباری و نقدپذیری
«هرگز نیکی و بدی یکسان نیست. بدی را با نیکی دفع کن ناگاه (خواهی دید) همان کس که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی گرم و صمیمی است.» ( فصلت (41) : 34 )
پرهیز از برچسب زدن
برچسبهایی از قبیل "ارتجاعی"، "قشری"، "غربی"، "غربزده"، "علم زده"، "لیبرال"، "فاشیست"، "مستبد"، "انحصارطلب"، "ملی گرا"، "کهنه گرا"، "ارسطوئی"، "پوپری"، "قرون وسطایی" و امثال آن که اغلب به منظور تحقیر منتقد یا شخص و گروه مورد انتقاد صورت می گیرد کرارا از سوی افراد مختلف در نقد دیگران و یا در پاسخ به نقد ها به کار میرود . چنین برچسب هایی حتی اگر درست هم باشند، هرگز خللی در بیان های منطقی یک اندیشه ایجاد نمی کنند. قرون وسطایی بودن یک اندیشه هرگز مستلزم نادرستی یا درستی آن نیست. همانطور که نو بودن یک فکر مستلزم درستی یا نادرستی آن نیست .
آغاز کردن از خود
«ای کسانی که ایمان آورده اید چرا سخنی می گویید که عمل نمی کنید؟ نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنی بگویید که عمل نمی کنید.» ( صف (61) : 3-2 )
پیامبر اکرم: "خوشا به حال کسی که عیوب خودش او را از عیب گویی دیگران باز داشته است "
اگر ما واقعا به قصد اصلاح و رفع نقایص به نقد اندیشه ها یا رفتار های دیگران می پردازیم بهتر است از خود شروع کنیم و پیش از هر کس دیگری به اصلاح و نقد خود بپردازیم
منبع:آیین زندگی اخلاق کاربردی، احمد حسین شریفی، دارالهدی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر